تبلیغات
+۱۸ عشق - مدرسه

 

 

 جستجو در بلاگ..

 

 خبرنامه ..

 

 آمار وبلاگ..

امروز .... 

دیروز ....

در كل ...



شنبه 2 مهر 1384:مدرسه

 

سلام دوستان

امسال دیگه مثل هر سال بوی خوش مدرسه به مشامم نرسید اخه میدونید امسال اولین سالی است که من به مدرسه نمی روم امروز خواهر کوچلو  خودم رو می بینم که چه بی قرار است چون قرار است امروز برای اولین بار وارد مدرسه شود من هم نا خداگاه یاد اولین روزی می افتم که قرار بود وارد مدرسه بشم یاد بعضی بچه هایی که گریه می کردن یاد بچه های که از شوق به مدرسه امدن در حیاط مدرسه می دویدن و با این کار ها خوشحالی خودشون رو ابراز می کردن یاد بچه های کلاس های بالاتر یاد کلاس سوم دبستان یاد خانم معلممون که یک روز برای پیدا کردن خونش تا خونشون اون رو تعقیب کردیم یاد بچه های راهنمایی بچه های خوب مدرسه شاهد یاد بچه های دبیرستان مخصوصا دو سال اخر که همیشه با هم بودیم و هنوز هستیم دو سال مثل برادر با هم بودیم دو سال از بهترین سال های زندگی و چه زود گذشت این همه سال همیشه دوست داشتم زود تر بزرگ بشم ولی امروز برای اولین بار بود که دوست داشتم بار دیگه کوچیک بشم تا دوباره احساس کنم که دانش اموزم

یاد همه این سالها گرامی باد

 

سعید +عمومي , +

ویرایش در [-] || [-]

[06:09 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

.(C) Copyright

All Right Reserved

Alireza Asgari !!

 

 

 

 

 

 

 

explorer blog